خدایا شکرت فرشته من هم زمینی شد(مامان شدم)
دیگه مثل روز برام روشن شد که مامان شدم 
.. یه حس عجیب ...یه مسئولیت ... یه محدودیت ... یه امانت ...
خدایا ممنون که منو لایق این امانت دونستی ... ممنون که منو با این روش امتحان نکردی ... خدای
ممنون که منتظرم نذاشتی
شکر برای همه نعمت هایی که دادی ... شکر برای این لحظه شیرین 
وای خدای من .. همه چی تحت الشعاع قرار میگیره و همه چی زندگیم تغیر میکنه 
از همین الان دلم برای همه روزهای دونفریمون تنگ شده ....... در حدی که میخوام برای تموم شدنشون
اشک بریزم ... اصلا نمیدونم شاید هم -------- نه همچین چیزی رو به زبون نمیارم .... من پشیمون نیستم ..... من منتظر یه فرشته آسمونی هستم و میخوام در آغوش بگیرمش ... ببوسمش ..
بزرگش کنم ... این حاصل عشقمه ....عشقمون ..... عشق من وحامد شکوفه زندگیمون
امروز روز تولد امام رضا بود و خدا درست زمانی که انتظارش رو نداشتم نی نی مون رو هدیه داد بهمون.
خیلیییییییییییییییییییییی خوشحالم وقتی حامد شنید اول باور نکرد تا اینکه جواب ازمایش رو خودش گرفت یه جشنی به پا شد که نگو از خوشحالی اشک شوق ریخت.![]()
اخه نی نی ام صاحب یه بابای مهربونه که واسه من و اون همه کار میکنه و عاشق زندگیمونه پدر نی نی ام هم یه فرشته است خدا دومین فرشته اش
رو هم به خاطر من به زمین فرستاد خدایااااااااااااااااا شکرت


خدایا شکرت فرشته من هم زمینی شد(مامان شدم)
